الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

25

كتاب النكاح ( فارسى )

اگر قبل از دو سال شير مىخورد محرميّت حاصل مىشد ، پس بگوييم بعد از دو سال هم همان حالت باقى است ، استصحاب هم مقدّم است بر اصالة الحليّة ، چون ادلّهء استصحاب اخصّ از ادلّهء اصالة الحليّة است . قلنا : اوّلًااستصحاب در شبهه حكميه جارى نمىشود . ثانياًدر اينجا حكمى نيست و فقط يك « اگر » است كه يك امر ذهنى اعتبارى است ، پس اين استصحاب تعليقى است و استصحاب تعليقى يعنى موضوع استصحاب مركب از دو چيز است ( قيد و مقيّد يا شرط و مشروط ) ، يك جزء كه بچه است حاصل و شيرخوارگى كه جزء دوم است ، حاصل نبوده و با « اگر » كه يك امر ذهنىِ اعتبارى است مىخواهيم آن را درست كنيم ، بنابراين قابل استصحاب نيست . 2 - آيهء شريفه : « وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ » « 1 » آيا مفهوم آيه اين نيست كه بعد از دو سال ، ديگر رضاع نيست و در واقع نفى حكم به لسان نفى موضوع است ، و لو عرفاً شير مىخورد . اگر بتوانيم از آيه ، اين مفهوم را بفهميم دليل ديگرى بر قول مشهور خواهد بود . گاهى به آيهء « وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً » « 2 » هم استدلال كرده‌اند . گفته‌اند كه اقلّ حمل شش ماه است ، و اكثر رضاع 24 ماه است معلوم مىشود كه شارع اكثر رضاع را 24 ماه قرار داده است و بيشتر از آن را رضاع نمىداند . ولى استدلال به اين آيه خالى از تكلّف نيست و جالب اين است كه رواياتى كه مىگويند رضاع بايد در حولين باشد و بيشتر از دو سال اعتبار ندارد ، به همين آيه تمسّك جسته‌اند ، البته صاحب جواهر اشاره‌اى به اين آيه نمىكند و فقط در فرع دوم به اين آيه استدلال مىكند و بهتر بود كه در هر دو فرع استدلال مىكرد . 17 شرايط الرّضاع ( الرابع ) . . . . . 14 / 7 / 80 3 - روايات : احاديث چهار طايفه هستند : طايفهء اوّل : احاديثى كه مىگويد « لا رضاع بعد الفطام ( گرفتن بچّه از شير ) » . طايفهء دوّم : احاديثى كه مىگويد « حولين » معتبر است . طايفهء سوّم : احاديثى كه هر دو ( حولين و فطام ) را با هم دارد . طايفهء چهارم : احاديثى كه مىگويد رضاع در كِبَر فايده‌اى ندارد ؛ ولى حدّ اقلّ آن را بيان نمىكند . اكنون روايات اين چهار طايفه را بررسى مىكنيم . طايفهء اوّل : [ احاديثى كه مىگويد « لا رضاع بعد الفطام ] * . . . عن منصور بن يونس ، عن منصور بن حازم ، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : لا رضاع بعد فطام و لا وصال فى صيام ( روزه‌هاى متّصل به هم در شرع اسلام نيست ) و لا يُتم بعد احتلام ( بچه بعد از محتلم شدن ، صغير و يتيم نيست ) و لا صمت يوماً الى الليل ( در اسلام روزهء سكوت نداريم ) و لا تعرُّب بعد الهجرة ( بعد از آنكه اسلام آوردند ، در جايى كه دينشان به خطر مىافتد حق ندارند به بلاد كفر برگردند ) و لا هجرة بعد الفتح ( فقط مسلمانانى كه قبل از فتح مكّه به مدينه آمدند ، از مهاجرين بودند ) و لا طلاق قبل نكاح و لا عتق قبل ملك و لا يمين للولد مع والده ( پسر بدون اجازهء پدر قسم نخورد ) و لا للمملوك مع مولاه و لا للمرأة مع زوجها ( قسم‌هايى كه مخالفت با حق شوهر داشته باشد ) و لا نذر فى معصية و لا يمين فى قطيعة ( اى قطع رحم ) . « 3 » « منصور بن حازم » از بزرگان ثقات و از اصحاب امام صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام بوده است ؛ ولى در « منصور بن يونس » اختلاف است . نجاشى شيخ علماء رجال ، او را ثقه مىداند ؛ ولى كشّى كه او هم از بزرگان رجال است ، حديثى در ذمّ او نقل كرده و مىگويد : امام كاظم عليه السلام « منصور بن يونس » را احضار كرده و فرمود : على بن موسى را ببين ، او جانشين من است و او را فراموش نكن ، و با اينكه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام ، امام رضا عليه السلام را به او نشان داد ، او جزء واقفيّه شد ، لأموال كانت تحت يده لموسى بن جعفر عليه السلام ( واقفيّه كسانى هستند كه موسى بن جعفر عليه السلام را آخرين امام مىدانند ) . علّامه كه از بزرگان علماى رجال محسوب مىشود در كتاب خلاصه مىفرمايد : و عندي التوقّف فى امر الرّجل ، چون كلمات علماء رجال در مورد « منصور بن يونس » تعارض دارد . ما هم اين روايت را ضعيف مىدانيم .

--> ( 1 ) آيهء 233 سورهء بقره . ( 2 ) آيهء 15 سورهء احقاف . ( 3 ) ح 1 ، باب 5 از ابواب رضاع .